شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به نیم جلوه کسی کشوری بهم نزده استبه یک پیاده کسی لشکری بهم نزده است
۲
ز چشم شوخ تو شد ملک صبر زیر و زبربه یک نگاه کسی کشوری بهم نزده است
۳
مرا به بلبل تصویر، رحم می آیدکه در هوای تو بال و پری بهم نزده است
۴
هوای خانه بود چون حباب دشمن منبساط عیش مرا صرصری بهم نزده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth