شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به آبداری لعل تو هیچ گوهر نیستبه این صفا، گهری در ضمیر کوثر نیست
۲
مرا به ساغری ای خضر نیک پی دریابکه بی دلیل ز خود رفتنم میسر نیست
۳
توانگرست به یک مشت خاک، دیده فقردل حریص به صد گنج زر توانگر نیست
۴
شهادتی که بود دیگری وسیله آنز زندگانی خضر و مسیح کمتر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth