شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۷۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیان شوق به تیغ زبان میسر نیستمحیط را گذر از ناودان میسر نیست
۲
چنین که قافله عمر می رود به شتابخبر گرفتن ازین کاروان میسر نیست
۳
ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده استفراغ بال درین گلستان میسر نیست
۴
به زیر چرخ اقامت زراستان مطلبسفر نکردن تیر از کمان میسر نیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth