خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سزای خواب بود دیده ای که گریان نیستنفس و بال بود بر دلی که نالان نیست
۲
چه نسبت است به عمر ابد شهادت را؟که آب تیغ، گرانجان چو آب حیوان نیست
۳
شد از گرفتگی عقل، کار بر من سختسزای سنگ بود پسته ای که خندان نیست
۴
تمام رحمت و لطف است عشق بنده نوازچه شد که آب مروت به چشم اخوان نیست
صفحهٔ ۱ از ۳