خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به می طرف شدن آیین هوشیاران نیستبه قلب شعله زدن کار نی سواران نیست
۲
به روز ابر، زر مطربان به باده دهیدکه هیچ نغمه تر چون صدای باران نیست
۳
عجب که آتش دوزخ به خویشتن گیرددلی که سوخته آتشین عذاران نیست
۴
به بیقراری دل وا شده است دیده ماسپند در نظر ما ز بیقراران نیست
صفحهٔ ۱ از ۲