خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشتچو دلپذیر نبودش چرا گرفت و گذاشت
۲
عیار موجه بیتاب ما ز دریا پرسکه بارها سر زنجیر ما گرفت و گذاشت
۳
فریب چشم پریشان نگاه او مخوریدکه در دو روز هزار آشنا گرفت و گذاشت
۴
ز انفعال مرا روی بازگشتن نیستخوشا کسی که طریق خطا گرفت و گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۵