شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غرور حسن به خط از دماغ یار نرفتز ترکتاز خزان زین چمن بهار نرفت
۲
اگر چه کرد قیامت نسیم نومیدیامید من ز سر راه انتظار نرفت
۳
ز خون فاخته دیوار بوستان غلطیدز جای خویشتن آن سرو پایدار نرفت
۴
ز ترکتاز خزان باخت رنگ هستی راگلی که در قدم باد نوبهار نرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth