شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفتنمی توان دل بیدار را به خواب گرفت
۲
به آب خضر کجا التفات خواهد کرد؟چنین که تشنه ما خوی با سراب گرفت
۳
خیال لعل تو از دل کجا رود، هیهاتنمی توان نمک سوده از کباب گرفت
۴
خراب حالی ازین بیشتر نمی باشدکه جغد را دل ازین خانه خراب گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth