شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز نوبهار جهان زینت تمام گرفتشکوفه روی زمین را به سیم خام گرفت
۲
شدند سوخته جانان امیدوار آن روزکه داغ لاله به کف جام لعل فام گرفت
۳
ز غنچه، مستی بلبل دو روز بیش نبودسزای آن که ز نو کیسه زر به وام گرفت!
۴
تهی است جیب و کنارش ز دور باش حیااگر چه هاله به بر ماه را تمام گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth