شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختیگر نمی‌جستی جنون ما چرا می‌ریختی
۲
ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتابنور رقص انگیز را بر ذره‌ها می‌ریختی
۳
دست بر لب می‌نهی یعنی خمش من تن زدمخود بگوید جرعه‌ها کان بهر ما می‌ریختی
۴
ریختی خون جنید و گفت اخ هل من مزیدبایزیدی بردمید از هر کجا می‌ریختی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth