شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریختدردی که ماند بر جگر لاله زار ریخت
۲
بی وقت هر که همچو صدف لب نکرد بازابر بهارش آب گهر در کنار ریخت
۳
عاشق به شوربختی من نیست در جهانبرخاستم ز جا، نمکم از کنار ریخت
۴
هر جا که شد ترانه ما انجمن فروزگردید آب نغمه و از زلف تار ریخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth