شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرستهر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست
۲
ما صلح کرده ایم ز گلشن به درد و داغآتش گل همیشه بهار سمندرست
۳
تخت است دل ز وسوسه چون آرمیده شدسر چون ز فکر پوچ تهی گشت افسرست
۴
پای شکسته بر سر زانوی منزل استدست ز کار رفته در آغوش دلبرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth