شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن را که در وطن لب نانی میسرستسی شب ز ماه عید سرایش منورست
۲
در خانه های کهنه بود مور و مار بیشحرص و امل به طینت پیران فزونترست
۳
ارباب احتیاج اگر آبروی خویشگردآوری کنند، به از عقد گوهرست
۴
هرگز نگردد آینه را دل به آب صافظلمت ز آب خضر نصیب سکندرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth