خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیوانه خموش به عاقل برابرستدریای آرمیده به ساحل برابرست
۲
گردی که خیزد از قدم رهروان عشقبا سرمه سیاهی منزل برابرست
۳
دارد به چهره گوهر ما در محیط عشقگرد یتیمیی که به ساحل برابرست
۴
در وصل و هجر، سوختگان گریه می کننداز بهر شمع، خلوت و محفل برابرست
صفحهٔ ۱ از ۴