خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را کلاه فقر به افسر برابرستسد رمق به ملک سکندر برابرست
۲
تلخی نمی رسد به قناعت رسیدگاندر کام مور، خاک به شکر برابرست
۳
میزان عدل میل به یک سو نمی کنداینجا عیار سنگ به گوهر برابرست
۴
این گریه ای که هست گره در گلو مراهر قطره اش به دانه گوهر برابرست
صفحهٔ ۱ از ۴