شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک خودی مراد ز قطع مراحل استاین بار هر کجا فتد از دوش منزل است
۲
آب ستاده رشته برون آورد ز پابگسل ز همرهی که گرانجان و کاهل است
۳
یکرنگ دل چو شد تن خاکی گهر شوددل متحد به جسم چو شد مهره گل است
۴
دست از خودی بشوی که در دفتر وجودفردی که در حساب بود فرد باطل است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth