خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل تصور کمر یار نازک استباریک شو که رشته این کار نازک است
۲
دل شاخ شاخ گشت درین کار شانه راپرداز زلف و کاکل دلدار نازک است
۳
تا ماجرای شانه و زلفش کجا رسدمضراب بی ملاحظه و تار نازک است
۴
حرف میان او به میان اوفتاده استای دل به هوش باش که اسرار نازک است
صفحهٔ ۱ از ۳