خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاخی که چار فصل پر از میوه و گل استدست ز کار رفته اهل توکل است
۲
چون عاشقی کند به دل جمع عندلیب؟در گلشنی که غنچه پریشانتر از گل است
۳
نقش مراد دیده جوهرشناس ماستچین جبین که جوهر تیغ تغافل است
۴
زان خال عنبرین نتوان سرسری گذشتهر نقطه زین صحیفه محل تأمل است
صفحهٔ ۱ از ۲