شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زیر تیغ یار که سرها در او گم استداریم حیرتی که نظرها در او گم است
۲
زین آب زیر کاه، که چرخ است و کهکشانایمن مشو که موج خطرها در او گم است
۳
هستی است شکری که ازو چهر می چکدزهری است نیستی که شکرها در او گم است
۴
آب گهر به وصف گهر ترزبان بس استلاف از هنر مزن که هنرها در او گم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth