شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چند چشم مست تو هشیار عالم استبا بوالهوس شراب مخور، کار عالم است
۲
از درد عشق، روی به خوناب شسته ای استهر گل که در سراسر گلزار عالم است
۳
دیوانه ای که چشم غزالش پلنگ بودامروز رام کوچه و بازار عالم است
۴
در راه دل، پیاده دنبال مانده ای استهر چند عقل، قافله سالار عالم است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth