خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
احوال دل ز دیده خونبار روشن استحال درون خانه نمایان ز روزن است
۲
روشندلان همیشه سفر در وطن کننداستاده است شمع و همان گرم رفتن است
۳
در انتظام کار جهان اهتمام خلقمشق جنون به خامه فولاد کردن است
۴
جوهر بس است بیضه فولاد را حصارآن را که دل قوی است چه حاجت به جوشن است؟
صفحهٔ ۱ از ۳