خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه را توجه خاطر به گلخن استهر جا صفای قلب دهد روی، گلشن است
۲
در دور ما که سنگ به سایل نمی دهنددست و دل گشاده نصیب فلاخن است
۳
بی جبهه گشاده، سخن رو نمی دهداین ماجرا ز طوطی و آیینه روشن است
۴
پیچیده است خنده و شیون به یکدگراین نکته از صدای شکفتن مبرهن است
صفحهٔ ۱ از ۳