شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ایصاعقه است از برق او بر جان هر بیچاره‌ای
۲
چون ز پیش رشته‌ای در لعل چون آتش بتافتموج زد دریای گوهر از میان خاره‌ای
۳
این دل صدپاره مر دربان جان را پاره دادچون به پیش پرده آمد بهترک شد پاره‌ای
۴
هشت منظر شد بهشت و هر یکی چون دفتریهشت دفتر درج بین در رقعه‌ای رخساره‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth