خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشقم هنوز جای به گلخن نداده استبرقم هنوز بوسه به خرمن نداده است
۲
در زلف باد دست، عبث بسته ایم دلگوهر کسی به چنگ فلاخن نداده است
۳
چون دست و پا زنم، که به رنگ شکسته امعشق غیور بال پریدن نداده است
۴
فریاد ازین طبیب که با این هجوم دردما را به نبض رخصت جستن نداده است
صفحهٔ ۱ از ۳