شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نور شکوه حق ز مقابل رسیده استوقت شکست آینه دل رسیده است
۲
آب ستاده آینه زنگ بسته استبیچاره رهروی که به منزل رسیده است
۳
با جذبه محیط همان در کشاکش استهر چند موج بر لب ساحل رسیده است
۴
ما را به عیب لاغری از صیدگه مرانکز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth