خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب حیات ما ز شراب شبانه استعیش مدام، زندگی جاودانه است
۲
عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟پروانه را همین بال و پر آشیانه است
۳
بر گوهرست دیده غواص از صدفما را غرض ز دیر و حرم آن یگانه است
۴
چون کاروان ریگ روان عمر خاکیانهر چند ایستاده نماید روانه است
صفحهٔ ۱ از ۳