شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را ز عشق درد و غم بیکرانه استدریای بیکنار سراسر میانه است
۲
غفلت نگشت مانع تعجیل عمر رادر خواب نیز قافله ما روانه است
۳
غافل مشو ز پاس نفس تا حیات هستکاین شمع در کمین نسیم بهانه است
۴
شد سنگ آب و سختی دل همچنان بجاستبا آن که سالهاست درین شیشه خانه است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth