خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر بهار گلشن رخسار، آینه استآتش فروز شعله دیدار، آینه است
۲
از دل توان به انجمن حسن راه بردسنگ نشان کعبه دیدار آینه است
۳
آنجا توان به زور نفس کار پیش بردافسانه ای است این که دل یار آینه است
۴
نتوان به کنه چرخ رسیدن به سعی فکراندیشه مور و این در و دیوار آینه است
صفحهٔ ۱ از ۲