خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا در ترددست نفس، جان روانه استبر باد پای عمر، نفس تازیانه است
۲
عاشق کجا به فکر سرانجام خانه است؟مرغ ملول را ته بال آشیانه است
۳
گشتیم پیر از غم دنیا و آخرتپشت کمان خمیده ز فکر دو خانه است
۴
آوازه رحیل کز او خوابهاست تلخپای به خواب رفته ما را فسانه است
صفحهٔ ۱ از ۵