خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوهر غبار دیده حیران آینه استنقش و نگار، خواب پریشان آینه است
۲
داغ است از طراوت آن خط پشت لبطوطی که خضر چشمه حیوان آینه است
۳
در عهد حسن شوخ تو سیماب جلوه شدحیرانیی که لنگر طوفان آینه است
۴
چون آفتاب، خط شعاعی است جوهرشتا پرتو جمال تو مهمان آینه است
صفحهٔ ۱ از ۳