خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز گریه چشم اشک فشان را علاج نیستجز صبر عاشق نگران را علاج نیست
۲
درمانده ام به دست دل هرزه گرد خویشدر دست باد برگ خزان را علاج نیست
۳
تن در کشاکش فلک سفله داده امجز پیروی دست، کمان را علاج نیست
۴
عنقا اگر نه گرد فشاند ز بال خویشناسور زخم تیغ زبان را علاج نیست
صفحهٔ ۱ از ۲