خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیستدر جبهه صراحی و پیمانه نور نیست
۲
از زنده رود زنده دلی آب خورده ایمدر موج خیز غم دل ما بی سرور نیست
۳
گرگان روزگار ز یکدیگرش درندآن را که پوستین گریبان سمور نیست
۴
پیراهنی کجاست، که بر اهل روزگارروشن شود که دیده یعقوب کور نیست
صفحهٔ ۱ از ۳