خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیستچون صبح چاک سینه من بخیه گیر نیست
۲
این شکر چون کنیم که پهلوی خشک مادر زیر بار منت نقش حصیر نیست
۳
فکر کمین مکن که تماشایی تراپای گریز چون هدف از پیش تیر نیست
۴
آیینه ای کجاست که بر کور باطنانروشن شود که طوطی ما را نظیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲