خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خط حلاوت لب جانان به گرد رفتاز جوش مور این شکرستان به گرد رفت
۲
در بسته شد ز گرد کسادی دکان عیشتا پسته ترا لب خندان به گرد رفت
۳
شد ملک حسن زیر و زبر از غبار خطدیوار خشک ماند و گلستان به گرد رفت
۴
از بال و پر فشانی گستاخ طوطیانلعل لب ترا شکرستان به گرد رفت
صفحهٔ ۱ از ۵