خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفتخوش موسمی ز کیسه لیل و نهار رفت
۲
خون می چکد ز غنچه منقار بلبلانزین نقد تازه کز گره روزگار رفت
۳
آمد به موج لاله و گل بحر نوبهارمانند کف، شکوفه سبک بر کنار رفت
۴
از دفتر شکوفه، بجا یک ورق نماندایام مد کشیدن ابر بهار رفت
صفحهٔ ۱ از ۵