خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفتیوسف به ریسمان برادر به چاه رفت
۲
من بودم و دلی که مرا غمگسار بودآن نیز رفته رفته به خرج نگاه رفت
۳
رویت ز آفتاب کشید انتقام ماگر ز آفتاب رنگ ز رخسار ماه رفت
۴
از جوش مشتری به دلارام من رسیدبر ماه مصر آنچه ز زندان و چاه رفت
صفحهٔ ۱ از ۲