شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمعیت خاطر ز پریشانی عقل استمعموری این ملک ز ویرانی عقل است
۲
آسودگی ظاهر و جمعیت باطندر زیر سر بی سر و سامانی عقل است
۳
سرگشتگی دایم و گمراهی جاویددر پیروی قامت چوگانی عقل است
۴
بی دود بود آتش نیلوفری عشقعالم سیه از مجمره گردانی عقل است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth