خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقش به مراد دل ما خنده زخم استنامی است عقیقی که پذیرنده زخم است
۲
از لاغری خویش خجالت کشم از تیغخوش وقت شکاری که برازنده زخم است
۳
هر چند که از آب بود زخم گریزانآب تیغ تو فریبنده زخم است
۴
ما شکوه ازان خنجر سیراب نداریمخمیازه بیتابی ما خنده زخم است
صفحهٔ ۱ از ۵