خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بودی که نمودست وجودش، دهن اوستسیبی که سهیل است کبابش، ذقن اوست
۲
تا پنجه اقبال که پر زور برآید؟دست دو جهان در خم سیب ذقن اوست
۳
وصل مه کنعان چه مناسب به زلیخاست؟یعقوب شناسد که چه در پیرهن اوست
۴
یک حرف ازان غنچه دهن رنگ ندارمهر چند که ده رنگ زبان در دهن اوست
صفحهٔ ۱ از ۳