شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی استهر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است
۲
هر آه جگرسوز که از سینه برآیددر دامن صحرای جزا سایه بیدی است
۳
هر نوع شکستی که ترا روی نمایدچون موج درین بحر پر و بال جدیدی است
۴
تا خلوت یوسف که صبا راه ندارداز دیده یعقوب عجب راه سفیدی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth