خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر خال ترا زیر نگین ملک جمی هستدر هر شکن زلف تو بیت الصنمی هست
۲
در هر چه کند صرف به جز آه، حرام استچون صبح، ز آفاق کسی را که دمی هست
۳
در دایره قسمت بیشی طلبان استدر مهره افلاک اگر نقش کمی هست
۴
گنج است، اگر هست به ویرانه خراجیتیغ است، اگر بر سر مجنون قلمی هست
صفحهٔ ۱ از ۳