خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در زیر فلک نیست اگر همنفسی هستدر پرده غیب است اگر دادرسی هست
۲
بیرون چه کشی دلو تهی از چه کنعان؟غافل مشو از یاد خدا تا نفسی هست
۳
زخمی است که الماس در او ریشه دوانده استتا در دل مجروح، هوا و هوسی هست
۴
زنهار چو صید حرم از کوی خراباتمگذار برون پای طلب تا عسسی هست
صفحهٔ ۱ از ۳