خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دل نکشد دست ز زلف تو عجب نیستگنجینه این راز به غیر از دل شب نیست
۲
آرامش سیماب بر آیینه محال استگر چر ترا روی دهد جای طرب نیست
۳
خاری که نسازی ترش از دیدن آن، رویدر چاشنی فیض کم از هیچ رطب نیست
۴
شمعی که به منت دل بیمار نسوزددر عالم ایجاد به جز گرمی تب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳