شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوی سر زلف تو به شیدایی من نیستآوازه حسن تو به رسوایی من نیست
۲
هر چند که حسن تو درین شهر غریب استدر عالم انصاف به تنهایی من نیست
۳
در دست فلاخن نکند سنگ اقامتزلف تو حریف دل هر جایی من نیست
۴
چون کشتی طوفان زده آرام ندارمهر چند که عاشق به شکیبایی من نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth