شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشتدر خلوت آیینه همان رو به قفا داشت
۲
چون معنی بیگانه که وحشت کند از لفظهمخانه دل بود و ز دل خانه جدا داشت
۳
از بی ثمری سبز درین باغچه ماندمچون سرو، مرا دست تهی بر سر پا داشت
۴
می کرد قیامت سخن ما ز بلندیتا قامت او ریشه در اندیشه ما داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth