خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیستکی قدر آب داند هر کس که تشنه لب نیست
۲
بی لب گشودن از ابر گوهر صدف نیابداظهار تنگدستی هر چند از ادب نیست
۳
نادان بود مسلم از گوشمال دورانآسوده از شکست است فردی که منتخب نیست
۴
هر چند آن پریرو وحشی تر از غزال استاین صید را کمندی چون آه نیمشب نیست
صفحهٔ ۱ از ۲