شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچچون بید ندارد ثمر آن سرو روان هیچ
۲
اندیشه جمعیت دل فکر محال استشیرازه نگیرد به خود اوراق خزان هیچ
۳
در چشم جهان ریخت نمک صبح قیامتچشم تو نشد سیر ازین خواب گران هیچ
۴
چون تاک درین باغچه چندان که گرستمنگشود مرا عقده ای از رشته جان هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth