خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه بردخواب در ره کی کند هر کس به منزل راه برد؟
۲
دیدن منزل قرار از راه پیما می بردجسم زندان گشت بر جان تا به قاتل راه برد
۳
با هزاران چشم، سرگردان بود چرخ و مرابا دو چشم بسته می باید به منزل راه برد
۴
دارد آتش زیرپای خویش در مهد زمینتا سپند بیقرار من به محفل راه برد
صفحهٔ ۱ از ۲