خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گلستان را نهال قامتش آباد کردباغبان چندین خیابان سرو را آزاد کرد
۲
سنگ را در ناله می آرد وداع دوستانبیستون فریادها در ماتم فرهاد کرد
۳
نیست چون جوهر اگر در بال همت کوتهیمی توان پروازها در بیضه فولاد کرد
۴
مدتی شد گرچه از جوش نشاط افتاده ایممی توان از خاک ما میخانه ها آباد کرد
صفحهٔ ۱ از ۳