شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی از یک جرعه می این بینوا را گرم کردسردی از دوران نبیند هر که ما را گرم کرد!
۲
می توان افروخت شمع از سایه بال و پرشاستخوان گرم من ازبس همارا گرم کرد
۳
سبحه را در دست زاهد چون سپند آرام نیستتا دم گرم که محراب دعا را گرم کرد؟
۴
از شفق زد غوطه در اشک ندامت آفتاباین سزای آن که زیر چرخ جا را گرم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth